آنچه درباره ترکمن‏‌ها در رسانه‏‌ها به‌ویژه مطبوعات منتشر می‏‌شود

فرهنگ عامه

رنگ سفید (آق)، رنگی مقدس در میان ترکمن‌ها

رنگ سفید، آرامش‌دهنده روح و روان آدمی و مظهر پاکی و صفا و صلح و دوستی بوده و در روایات اسلامی نیز بر استفاده از لباس‌هایی سفید رنگ تاکید شده است. نگاهی هر چند گذرا بر فرهنگ زبان، ادبیات فولکلور ترکمنی، نمایانگر توجه و احترام خاص این قوم به رنگ سفید و تقدیس و ستایش آن است. در ادبیات عامیانه و اسامی اشیاء، اشخاص، مکان‌ها و مراسم‌ به وفور به رنگ سفید (آق) برخورد می‌نماییم. از آن جمله‌اند:

اسامی مردان: آق محمد، آق مراد، آق اویلی، آق قلیچ، آق ساقال (ریش سفید)، طایفه آق.

اسامی زنان: آق بیکه، آق گل، آقجه، آق منگلی، آق سلطان، آق بی بی، آق بخت، آق قیز، آق بابک.

اسامی مکان‌ها: آق امام، آق قامیش، آق قلا، آق توقای، آق دفه، آق قایا، آق آلتون (منظور پنبه و نام هتلی در ترکمنستان).

اسامی وسایل: آق اوی، آق بورک، آق سلّه (عمامه سفید)، آق بایداق (پرچم سفید).

همچنین کلمات: آق یؤرک، آق نیت، آقلیق، آق پاتا (فتوا)، آق مایه، آق کجبه، آق آش که نزد ترکمن‌ها از اهمیت زیادی برخوردارند.

توضیح اینکه ترکمن‌ها به نونهالان خردسالی که در دوره کودکی فوت می‌کنند، لقب «جنتنگ آق قوشی» (یعنی پرندگان سفید رنگ باغ بهشت) داده و ایشان را مایه شفاعت اعضای خانواده خود به‌خصوص پدر و مادرشان در نزد باری تعالی می‌دانند.

در صحبت‌های معمولی بین مردم نیز کلمه آق زیاد استفاده می‌شود. مثلاً:

آق سؤید برن انه، احترام زیاد به مادر (به مادری که شیر پاک داده است، احترام بگذار).

یولونگ آق بولسون (راهت درخشان باد.) در هنگام بدرقه مهمانان و مسافران.

یؤزونگ آق بولسون (برای تشکر و قدردانی).

[به اینجا سر بزنید]

******

فرهنگ زیبایی

آرایش موی پسران ترکمن

پسران در گذشته اغلب موهای خود را می‌تراشیدند و در سنین کودکی قولپاق می‌گذاشتند. قولپاق دو رشته موی توپی و بلندتر از موهای اطراف است که به کودک حالتی قوچ مانند می‌دهد به این اعتبار که ترکمن‌ها قوچ را نماد شجاعت، جنگاوری و باروری می‌دانستند. این است که در ستایش فرزندان خود که قولپاق گذاشته‌اند، می‌گفتند: قوچ اوغلوم، یعنی فرزند همچون قوچ تا شاید مثل قوچ شجاع و بارور شود. اگر قولپاق باقی مانده مویی باشد که از دوران تولد نتراشیده باشند، «چیله ساچ» می‌گویند.

کودکان وقتی به سن جوانی می‌رسیدند، موهایشان را به‌طور ساده آرایش می‌کردند و «بوروک» به سر می‌گذاشتند و مردان مسن (یاشولی) نیز اغلب موهای خود را می‌تراشیدند و کلاهی از جنس پوست بره سیاه که «تلپک» نام دارد، به سر می‌گذاشتند. این نوع آرایش مو در بین کودکان، امروزه منسوخ شده و دیگر جوانان و مردان ترکمن کمتر بوروک و تلپک به سر می‌گذارند.

[اینجا را ببینید]

******

محمود کاشغری؛ محققی از تبار بزرگان

محمود کاشغری در شهر کاشغر که در آن زمان یکی از بزرگ‌ترین مراکز علوم و اقتصاد در منطقه به شمار می‌رفته است، به‌دنیا آمد. او در خانواده نجیب و سطح بالا و مرفه منتسب به دودمان قره‌خانیان رشد یافت و در بهترین مدارس آنجا به تحصیل مشغول شد. در سال 1056 میلادی پدربزرگ محمود، محمد بن بوقراخان حاکم سلسه قره‌خانیان حکومت را به پدرش حسین بن محمد واگذار کرد، اما در سال 1057 به‌دلیل توطئه‌ای در قصر پدر محمود با زهر مسموم می‌کنند و کشته می‌شود. محمود از ترس جانش کاشغر را به‌سوی ماوراء‌النهر می‌رود. او پس از رسیدن به ماورا توسط حکومت سلجوقیان برای تحقیق و بررسی قبایل ترک به‌سمت بغداد و سرزمین‌های ترک نشین به مسافرتی طولانی اعزام می‌شود. با اینکه مدت زمان اقامت او در بغداد نامشخص است، ولی توضیحات کامل و جامع در رابطه با جنبه‌های زندگی، جغرافیایی، آداب و رسوم، ذهنیت، حل و فصل و از همه مهم‌تر لهجه و گویش و تعلقات طایفه‌ای و قبیله‌ای در میان ترک‌هایی که در بغداد و اطراف شهر بغداد ساکن بوده‌اند، در کتابش ثبت کرده است. او پس  از 23 سال دوری از وطن خود در سال 1080 به کاشغر باز می‌گردد و در سال 1101 در سن 70 سالگی چشم از جهان فروبسته و در روستای مادری‌اش اوپال در نزدیکی کاشغر به خاک سپرده می‌شود.

[عکسی که برای ایشان انتخاب شده، به‌نظر عکس «دولت‌محمد آزادی» است]

******

مجالس پرخوانی یا «آیین ذکر» در بین ترکمن‌ها

مهم‌ترین و رایج‌ترین ساز در نواحی ترکمن‌نشین ایران و مهم‌ترین ساز در همراهی آواز‌های ترکمنی دوتار است، دوتار ترکمنی هم به تنهایی و هم با همراهی قیجاق (کمانچه) نواخته می‌شود.

این ساز یکی از لوازم اصلی مجلس پرخوانی یا آیین ذکر در نواحی ترکمن‌نشین بوده است. پرخوانی از آیین‌ها و سنت‌های بسیار قدیمی مردم ترکمن است که تا چند دهه پیش برگزار می‌شد، اما امروزه جنبه نمایشی یافته است و به‌صورت ناقص و بی‌محتوا در چند روستای معدود اجرا می‌شود. پرخوانی که حاوی جنبه‌های ویژه‌ای از روان درمانی است، ریشه عمیقی در شامانیسم دارد. شمن‌ها که در حکم روحانیان اغوزها در پیش از اسلام بودند، با اجرای آیین‌ها و رقص‌های ویژه‌ای بر بالای بلندی‌ها و خواندن ورد و ذکر با روح نیاکان خویش تماس می‌گرفتند و از آنها استمداد می‌طلبیدند تا در شفای خسته‌دلان و بیماران روحی، شمن را یاری کنند. آنها از تانگری (خدای آسمانی) می‌خواستند تا برای دفع ارواح خبیث، ارواح نیک را به یاری آنها بفرستد. این آیین پس از اسلام به پرخوانی معروف شد و پرخوانان به نوعی کار شمن‌ها را ادامه دادند، اما مضمون آیین در هاله‌ای از اعتقادات اسلامی قرار گرفت. با گرویدن اغوزها به اسلام بسیاری از وجوه آیین شامانیسم تجزیه شد و در اشکال و نمونه‌های متنوع با مضامین اسلامی تداوم یافت. مراسم پرخوانی معمولاً در یکی از شب‌های خوش یمن به‌ویژه شب‌های جمعه برگزار می‌شد. پس از نماز مغرب، یاران پرخوان، بیمار را یاهو یاهو گویان در حالی که کتف او را بسته بودند، به اتاق مخصوص اجرای آیین می‌بردند و در کنار اجاقی پر از آتش می‌نشاندند. گردانندگان آیین از قبل یک شمشیر برنده و یک کفگیر را که از لوازم اصلی جلسه پرخوانی بود، در آتش می‌گذاشتند. یاران پرخوان، هم‌آوازان و حاضران در جلسه به تدریج فرد بیمار، پرخوان و نوازنده دوتار را در حلقه‌ای محاصره می‌کردند تا امکانی برای گریز وجود نداشته باشد.

نوازنده دوتار با اشاره پرخوان، آرام آرام نواختن را آغاز می‌کرد. پرخوان به‌تدریج به وجد دوتار می‌آمد و شروع به خواندن شعرهایی از عارفان و صوفیان مانند صوفی ا...، مشرب و نیز خواجه عبدا... انصاری می‌کرد و همزمان به دور بیمار می‌چرخید. نغمه‌های نوازنده دوتار، هم تسکین‌دهنده بیمار و هم به‌وجدآورنده پرخوان بود. مجلس اوج می‌گرفت و یاران پرخوان در مجلس و زنان آبادی در خارج از مجلس با هم‌آوایی و همراهی با پرخوان از روح خبیثی که روح و جسم بیمار را تسخیر کرده و آزرده بود، می‌خواستند که کالبد بیمار و قبیله‌شان را ترک کند. پرخوان آرام آرام به وجد می‌آمد و به مرحله ناخودآگاه نزدیک می‌شد و حالتی جنون‌آمیز پیدا می‌کرد.  او در دنیای آلام و دردهای بیمار غرق می‌شد و ذهنش با ذهن بیمار ارتباط می‌یافت. نوازنده دوتار که یکی از افراد اصلی گروه پرخوانی بود و نبض مراسم را در دست داشت، وقتی می‌دید که پرخوان در حالتی شگفت‌انگیز و خارج از محیط پیرامون قرار گرفته است و در دنیای ذهنی بیمار سیر می‌کند و روی کف گیر آخته قدم می‌گذارد و شمشیر گداخته می‌لیسد، با نوای دوتار، بازگشت تدریجی پرخوان را به حالت طبیعی میسر می‌ساخت. پرخوان سعی می‌کرد در این بازگشت، بیمار را نیز به‌دنبال خود بکشد و به دنیای محسوس باز گرداند. مجلس پرخوانی ممکن بود به‌علت عدم مداوای بیمار در شب‌های بعد نیز تکرار شود.

[به اینجا سر بزنید]

******

داستانک

داستان پیدایش لاک پشت (پیشباقا) در باور ترکمن‌ها

یکی از اعتقادات و باورهای ترکمن‌ها درباره پیدایش حیوانات و ویژگی آنهاست. در زمان‌های قدیم زنی زندگی می‌کرد که بسیار زنی بخیل بوده است و در داد‌و‌ستد هیچ‌وقت رعایت انصاف نمی‌کرد. او از همسایه‌ها گاه پیمانه‌ای لبالب پر از گندم و یا جو قرض می‌کرد، اما در هنگام اعاده تنها نیمی از آن را برمی‌گرداند. روزی از روز‌ها و طبق عادت همیشگی پیمانه نیمه پر گندم را به همسایه‌اش باز گرداند. همسایه که از بی‌انصافی او در پرداخت بدهی سخت ناراحت بود، او را از زیر لب نفرین کرد (الهی پیمانه‌ات واژگون شود و تو زیرش بمانی). با این نفرین پیمانه زن تنگ‌چشم بر سرش برگشت و او را به‌صورت لاک‌پشتی درآورد. از این رو ترکمن‌ها هیچ‌وقت لاک پشت را نمی‌کشند زیرا منشأ آن را منتسب به آدم می‌پندارند.

[اینجا را دنبال کنید]

******

ضرب‌المثل‌های ترکمنی

مثل‌ها، یادگاری از روزگار گذشته

1ـ «آباد اویونگ بلبلی، بی‌باد اویونگ بایقوشی» این ضرب‌المثل خطاب به انسان‌های دورویی است که در گلستان همچون بلبل و در خرابه مانند جغدی آواز می‌خوانند.

2ـ «باش بارماغینگ باشیسی دنگ دال» این ضرب‌المثل اشاره به گوناگونی خلفت جهان دارد (پنج انگشت را خدا برابر نیافرید).

3ـ «آجی هم بولسا چین سوز یخشی» این ضرب‌المثل به حقیقت هر امری تکیه دارد؛ یعنی حقیقت باید گفته شود؛ اگر چه به ضررت باشد (حرف حق تلخه).

4ـ «تامده قولاق بار». در هر مکانی مراقب حرف‌زدن‌مان باشیم. (دیوار موش داره، موش هم گوش داره).

5ـ «آجی سوراغ بریپ سویجی جوابا قاراشما». وقتی به کسی خبر بدی دادی در انتظار جواب شیرین نباش.

 

روزنامه قانون، شماره ۴۱9، چهارشنبه 17 اردیبهشت 93، صفحه 6 (فرهنگ اقوام)

 

مطالب مرتبط:

فرهنگ ترکمن در روزنامه قانون (1)

فرهنگ ترکمن در روزنامه قانون (2)

فرهنگ ترکمن در روزنامه قانون (3)

فرهنگ ترکمن در روزنامه قانون (4)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم بهمن 1393ساعت 19:30  توسط حکیم قارقی  | 

ترکمن‌ها معمولاً نماز‌های روزانه خود را در مسجد و با جماعت ادا می‌کنند. مسجد در بین ترکمن‌ها هیچگونه تجمل ظاهر ندارد و فقط یک چهار دیواری ساده و محراب‌دار است. نماز در بین ترکمن‌ها ارج و قرب خاصی دارد و کوچک و بزرگ در به‌جای آوردن آن، خالصانه تلاش می‌کنند و................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم بهمن 1393ساعت 23:50  توسط حکیم قارقی  | 

ترکمن‌ها معتقدند بسیاری از خرافات موجود در بین آنها متعلق به روس‌هاست و خودشان در پیشینه تاریخی خود نشانی از این خرافات ندارند. فراوانی گونه‌های خرافی نیز مبین این نکته است. هرچند وجود خرافات را نیز نمی‌توان در ترکمن‌های قدیم منکر شد. وجود برخی خرافات در بین ترکمن‌ها آسیبی به رفتارهای اجتماعی نمی‌زند و این خرافات امروزه در............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم دی 1393ساعت 22:46  توسط حکیم قارقی  | 

ترکمن‌ها براى موسیقی سنتی و باباغمبر[باباقمبر] که به‌عنوان پیر موسیقی آنان شناخته شده احترام خاصى قایل هستند. در زمان حاضر نیز هر هفته در روزهای سه‌شنبه و جمعه مردم براى زیارت به آرامگاه وی که در استان مرو واقع شده است، می‌روند. «شخصی به‌اسم غمبر، چوپان اسب حضرت علی بوده است که بعدها لقب «بابا» به وی داده می‌شود. غمبر..........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 0:39  توسط حکیم قارقی  | 

روزنامه توقیف شده «قانون» هر روز بخشی از صفحه 6 نشریه خود را به فرهنگ اقوام مختلف اختصاص داده بود. طبق همین روال، این روزنامه، در شماره‌های 415، 416، 417، 418 و 419 (آخرین شماره قبل از توقیف) به ترکمن‌ها پرداخته است. گفتنی است این روزنامه در روز چهارشنبه 17 اردیبهشت، پس از انتشار شماره 419 توقیف شد و علی‌رغم رفع توقیف، هنوز شماره.....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت 23:1  توسط حکیم قارقی  | 

همه شهر به اینجا آمده بودند: از شب قبل هیجان مسابقه جمع خانواده را تنها به یک گفت‌وگو مجبور کرده بود: اینکه کدام اسب زودتر از خط پایان می‌گذرد. این خود بحثی هیجان‌انگیز را به دنبال دارد که همه اهالی خانه در آن شرکت می‌کنند و پیر و جوان آنچه را از اسب‌ها می‌دانند با دیگران به اشتراک می‌گذارند. شب قبل از مسابقه، شب بحث‌های دنباله‌دار است اما.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 22:43  توسط حکیم قارقی  | 

ترکمن‌ها از 6 هزار سال پیش در منتهاالیهن منطقه شمالی سواحل دریاچه اشیق گل، در کنار مسیر دریا و رود جیحون اقامت داشته‌اند. محدوده ترکمنستان کنونی که از دیرباز مسکونی بوده است، همواره جزئی از حکومت‌های ایران یا کوشانیان سعدی (حکام آسیای مرکزی و بخشی از افغانستان فعلی) بوده و از وجود..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 21:51  توسط حکیم قارقی  | 

اولین تصویر حرفه‌ای از جانور کمیاب سرزمین ایران در «شرق»

روباه ترکمنی یکی از چهار گونه روباه‌های ایران است؛ روباه کمیابی که تاکنون هیچ تصویر حرفه‌ای از آن به ثبت نرسیده بود. با این حال خردادماه امسال فریبرز حیدری، عکاس حیات‌وحش نخستین تصاویر از این روباه را به ثبت رساند. که یکی از این تصاویر نادر را برای انتشار در اختیار «شرق» قرار داد. حیدری 19 سال است که.....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت 16:58  توسط حکیم قارقی  | 

جلوه‌گری البسه سنتی ترکمن در بازار مد و پوشاک

رنگ‌ها چشمت را خیره می‌کنند. نشسته‌اند در دل طرح‌ها و جان داده‌اند به پارچه. مدل‌ها ساده‌اند و بی‌پیرایه؛ تصویر بی‌آلایشی از دشت‌های بی‌کران، افق رنگارنگ و برق آفتاب روی یال اسب‌های وحشی را در نگاهت می‌نشانند. این، لباس ترکمن است؛ اصیل و زیبا. برش‌ها در عین سادگی، چشمگیر هستند و در نوع خود منحصربفرد.................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت 22:22  توسط حکیم قارقی  | 

برای دعوت از او، نیازی به برنامه‌ریزی نبود. بعد از فرو ریختن دروازه زنیت، این ابرقدرت لیگ روسیه، به دبی رفت و سپس راهی ایران شد. برای استراحتی کوتاه و دید و بازدیدی تازه کردن. از این رو روز تعطیلی، چند ساعتش را اختصاص داد به حضور در ایران ورزشی. همراه با رضا ناصحی آمد، چپ پای......................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 1:0  توسط حکیم قارقی  |